تبليغاتX
تشییع جنازه تاریک
Funeral Of Death

من  یه منفور رانده شده هستم.

همه چیز شکننده است. همه چیز رو داغون کردم.

خورد کردم و سوزوندم.

من تاریکی را را به عنوان راهنمای خودم انتخاب کردم

جنگ توی قلب من هستش و مرگ در کنار من!

جنگ قلب ها! بدون هیچ اثری از غمخواری و عشق

جنگ قلب ها! هم از خودت و هم از آدمات متنفرم

من شب را راهنمای خودم انتخاب کردم

وقتی که روشنایی روز به من

ضربه میرند توی دالان خودم مخفی میشم و میمیرم

 

من این جنگ رو به راه انداختم. برای پیروزی تا

سر حر مرگ تلاش میکنم و با "یکی برای همه و همه برای من"

زندگی میکنم. من یه حیوونم! بهتره که منو آزاد کنی!

 

+ written at  time   by WILD CHILD  | 

هی تو! آره تو، تویی که اون بیرون توی سرما وایسادیو آروم آروم تنها میشی، صدامو میشنوی؟
هی تو! آره تو، تویی که توی راهرو وایسادیو لبخندات بیروحه صدامو میشنوی؟

بهشون کمک نکین که نور رو چال کنن. بدون تلاش نا امید نشین^

 

هی تو! آره تو، تویی که برهنه کنار تلفن نشستی و منتظری که یکی بهت زنگ بزنه، به من دست میزنی؟

هی تو! آره تویی که گوش به دیوار وایسادی تا شاید از تو چیزی بگن، منو لمس میکنی؟

بهم کمک می کنید تا این سنگ رو روی دوشم بکشم؟^ قلباتونو باز کنید، من دارم میام خونه . . .^

 

 

هی تو! آره تو! تویی که توی جاده وایسادیو هرچی بهت میگن گوش میدی!!! به من کمک میکنی؟؟!!!!
هی تو! آره تو! تویی که اونور دیوار وایسادی و سعی میکنی با کوبیدن و شکوندن بطری خالی به دیوار، آزاد شی!! به من کمک میکنی؟؟!!!!

 

نگین که اصلا امیدی وجود نداره!! باهم وایمیستیم! با هم میمیریم. . . حتی اگه من اینور دیوار باشمو شماها اونور! باهم وایمیستیم و باهم میمیریم!!!^

.

.

.

.

 

«اما همش خیال و وهم بود. همونطوری که میدونید دیوار خیلی بلند بود. بلندتر از اونی که بتونی تصورشو بکنی. مهم نیست که اون پسرک چقدر تلاش کرد چون آخرش نتونست آزاد بشه. بال و پرشو سوزوندن. آخرشم کرم ها مغزشو خوردن.»

+ written at  time   by WILD CHILD  | 

. . . . welcome to where time stand still no one leaves & no one wil

سلامی دوباره به کسانی که در وبم بودند و نبودند! خوش اومدین به جایی که زمان هرگز از جای خود تکون نمیخوره. قرص ماه همیشه اینجا کامله. ما هرشب رویای یکانی میبینیم. رویایی که ایسمشو توی این کره میگن ((آزادی)) تاحالا اسمش به گوشتون خورده؟ . . . بیشتر از این نمیتونن مارو توی قفس نگه دارناااا . . . خیالتون راحت باشه. چون روزی که وحشیانه بیایم بیرونو همه رو به دندون بکشیم نزدیکه.

چی؟ منو از کارای خودتون نترسونین! چون میخوام هوارو آزادانه تنفس کنم. نمیخوام کسی نفسامو بشمره و بعدش بگه دیگه بسه! بیشتر از این نمیتونن مارو شکنجه بدن و ما برنده ی ایم میدانیم. میبینن که چجوری لتوپارشون میکنیم!! ولی فکر میکنن که ما ضعیفیم . . . هه هه هه هه هه!!!!

!!. . . .just leave me alone

از زنده گیه دوباره میترسیدیم. اما حالا دیگه نه! آینه ارو میشکونم تا خودم خودمو نگاه کنم. ((کشتن)) چه واژه ی قشنگیه. و مثه اینکه تنها راه رسیدن به آزادیه . . .

+ written at  time   by WILD CHILD  |